تبليغاتX
كانون امام هادي (ع) بنارويه

كانون امام هادي (ع) بنارويه

تاسيس 1385 - شماره ثبت 519 - وابسته به مؤسسه احياء امر اميرالمؤمنين عليه السلام

افعال انسان در عين اختيارى بودن، به توفيق الهى انجام مى‏گيرد

Image

اگر توفيق و دستگيرى خدا نباشد، مگر كارهاى اختيارى انسان انجام مى‏ گيرد؟!
بايد دستگيرى و توفيق از ناحيه‏ ى خدا باشد، تا با اِعمال اختيار و اراده از ناحيه‏ ى بنده، كارهاى اختيارى انجام گيرد.
 تازه انجام افعال اختيارى مشروط به بقاى حيات و صحّت و عدم موانع است. مثلاً براى انجام نماز بايد بنده ساجد و . . . باشد و عنوان سجود به قيام مبدّل شود و شخص قائم، راكع و ساجد گردد، اين ها همه از او تعالى و به او است؛ زيرا وجود و ايجاد، تا چه رسد به حركات و سكنات، به او است؛ چنان كه مى‏فرمايد: 
«وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَـكِنَّ اللَّهَ رَمَى»(1)

 

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 0:25  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

چرا در فكر احياى ذخاير علمى خود نيستيم؟!

Image

كتاب مجمع البحرين مانند كتاب نهايه نوشته ى ابن اثير، و الفائق نوشته ى زمخشرى، در مقام بيان معناى روايت ـ هر چند با قرائن ـ است.
مؤلّف محترم كتاب كفاية الاثر فى النّصوص على الائمّة الاثنى عشر خوب روايات را جمع كرده است.
اين از مصائب شيعه است كه بزرگان ما سرمايه هاى علمى را با چه زحماتى تهيّه نموده و در اختيار ما گذاشته اند، ولى ما عُرضه و همّت آن را نداريم كه از آن ها نگه دارى كنيم و چاپ و تكثير نماييم، تا از خطر نابودى مصون بماند و از مواهب آن ها بى بهره و محروم نباشيم.

بقیه را ادامه مطلب بخوانید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 22:36  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

آيا پاره ى تن رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ اولى به مراعات نبود؟!

گويا خليفه ى اول در حكم به حقّ و مُرّ، خيلى جدى بود (!) كه فدك را از حضرت فاطمه ى زهرا ـ عليهاالسّلام ـ پس گرفت و او را ايذا نمود، با اين كه فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ از اهل بيت بود و در شأن او و بقيّه خمسه ى طيّبه ـ عليهم السّلام ـ آيه ى تطهير(1) نازل شده است، و پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ درباره ى ايشان فرموده است: 
«سَيِّدَةُ نِساءِ الْعالَمِينَ.»(2) سرور زنان عالَم.

و نيز فرموده است:
«مَنْ آذاها، فَقَدْ آذانِى.»(3) يا هر كس او را بيازارد، مرا آزرده است.
پس چه طور شد حدّ و حكم خدا را درباره ى خالد بن وليد جارى ننمود، با آن همه مخالفت و اصرار عمر به او در لزوم جريان حدّ، و گفت:
«خالِدٌ سَيْفُ رَسُولِ اللّه  ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ .»(4)
خالد شمشير رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ است.
آيا سيف رسول اللّه  بالاتر و اولى به مراعات بود، يا «بَضْعَة مِنْهُ؟!»(5)؛ (پاره ى تن او)؟!

1. سوره ى احزاب، آيه ى 33.
2. ر.ك: بحار الانوار، ج 14، ص 192، روايت 2؛ ج 37، ص 85، روايت 52؛ ج 43، ص 24، روايت 20.
3. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص 273؛ بحارالانوار، ج 27، ص 62؛ ج 29، ص 32 و...
4. ر.ك: التعجب كراجكى، ص 40؛ الصوام المهرقة، ص 139؛ بحارالانوار، ج 30، ص 486 و...
5. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص 273؛ بحارالانوار، ج 27، ص 62؛ ج 29، ص 32 و...

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 0:8  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

تا ما را غرق در نور ببينند!

Image

ائمه  ى ما ـ عليهم  السّلام ـ دعاها را در اختيار ما گذاشته  اند تا ما را غرق در نور ببينند، و انبيا ـ عليهم  السّلام ـ آمده  اند كه ما را از دنيا و توجّه به آن دور سازند؛ ولى كفّار به ما مى  گويند:
دين را كنار بگذاريد، ما به شما دنيا مى
  دهيم، و وسايل راحتى ظاهرى (نه راحتى درونى) شما را فراهم مى كنيم! البته اين سخن هم دروغ است، زيرا اگر آنها براى ما راحتى دنيا را مى خواهند پس چرا اين همه بر سر تسلّط بر ما با هم نزاع دارند؟!
نقشه
 ى كفّار اين بود و هست كه قرآن را از دست مسلمانان بگيرند، و روحانيت را از منابع دينى و معنويّات و سرچشمه  هاى معارف يعنى قرآن و سنّت(سنّت، شامل گفتار، كردار، و حتّى تقرير و امضاى معصومين ـ عليهم السّلام ـ مى  شود.) جدا سازند، تا اين دو سلاح مهم (قرآن و سنّت) از دست مسلمانان خارج گردد، و راه تسلّط آن  ها بر بلاد و ثروت  هاى مسلمانان باز شود.

ولو به اين كه كسانى(روحانى نمايان دربارى و جيره خوار.) را در رأس قرار دهند كه طبق مرام آنها كتاب و سنّت را توجيه كنند و ديگران(علماى مخالف.) نابود يا منزوى و يا كشته شوند. اى كاش مى ديديم كه گرگ ها به ما هجوم آورده و ما را مى خورند.با اين وضع چه بايد كرد؟ هر چه به ما فرمودند:«لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَـفِرِينَ أَوْلِيَآءَ» كافران را به عنوان دوست و سرپرست خود نگيريد. سوره ى نساء، آيه ى 144.

گوش نكرديم. حالا با اين اوضاع و گرفتارى و بلاها كه بر سر ما مسلمانان مى  آيد چه بايد بكنيم؟
 اگر تكليف خود را بدانيم كه چه بايد بكنيم و به آن چه فهميديم عمل بكنيم، از جهت عمل به وظيفه فرداى قيامت راحتيم، هر چند وظيفه اين باشد كه با ناراحتى
 ها بسازيم و صبر كنيم، خداوند متعال مى فرمايد:
وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَىْ
  ءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الاْءَمْوَ لِ وَ الاْءَنفُسِ وَ الثَّمَرَ تِ وَبَشِّرِ الصَّـبِرِينَ
 
قطعا شما را به نوعى از ترس و گرسنگى و زيان مالى و جانى و كمبود محصول، آزمايش مى  كنيم، و صابران را نويد بده. سوره ى بقره، آيه ى 155.
يعنى صابران را به فرج و ظهور حضرت حجّت ـ عجّل  اللّه  تعالى  فرجه  الشّريف ـ بشارت ده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 0:7  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

از آثار نماز، و عمل بر اساس تقوا

Image

از آيه ى شريفه ى «إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَرِ»(1)؛ (نماز انسان را از كارهاى زشت و ناپسند باز مى دارد.) استفاده مى شود كه:
«لاصَلاةَ لِمَنْ لا يَتَناهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ.»(2) 
كسى كه از كارهاى زشت و ناپسند خوددارى نمى كند، واقعا نمازش نماز نيست.
سؤال: آيا مفاد عكس نقيض آيه ى گذشته را كه بيان فرموديد، از آيه ى «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ »(3)؛ (خداوند، تنها از تقواپيشگان مى پذيرد) هم استفاده مى شود؟

جواب: اين آيه مى رساند كه تنها عملى مقبول است كه بر اساس تقوا باشد، نه اين كه تمام اعمال شخص مُتَّقىِ بما أَنَّهُ مُتّقى مقبول باشد، هر چند بر خلاف تقوا از او صادر گردد.

1. سوره ى عنكبوت، آيه ى 45.
2. مشابه: مستدرك الوسائل، ج 4، ص 114؛ بحارالانوار، ج 67، ص 293؛ ج 81، ص 263.
3. سوره ى مائده، آيه ى 27.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 14:27  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

ولایت فقیه در پیام شهدا

این پست را مینویسم برای کسانی که با ولایت فقیه دشمنی و مخالفت میکنند..میخوام ببینم آیا با خواندن این مطالب آیا باز هم با رهبری مخالفت میکنند ؟ مگر اینکه واقعا منافق باشند و دشمن انقلاب ..چون اینها سفارش شهدای عزیز به ما مردم ایران میباشد..خصوصا نسلهای جدید...حالا ببینید واقعا موسوی و کروبی و خاتمی و گنجی و سروش و ..رهرو راه شهدا هستند یا نه 

من چند جمله از بین پیام صد ها هزار شهید را برایتان میگذارم ..قضاوت با خودتان :شهدا و ولایت 

شهید مظلوم دکتر بهشتی:

آنهایی که ولایت فقیه را قبول ندارند در هر مقامی که باشند سرنگون خواهند شد .

سردار شهید مهدی زین الدین :

 در زمان غیبت امام زمان "عج " چشم و گوشتان به ولی فقیه باشد تا ببینید از آن کانون فرماندهی چه دستوری صادر می شود .

بقیه در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 17:34  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

چندين روايت ناب از اهل تسنّن درباره ى خلافت اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ

Image

عده  اى از رواياتى كه عامّه در فضل حضرت امير ـ عليه السّلام ـ نقل كرده اند در درجه ى اوّل و اعلى قرار دارد، نظير:
«أَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى إِلاّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى.»(1) تو نسبت به من مشابه هارون به حضرت موسى ـ عليهماالسّلام ـ هستى، تنها با اين تفاوت كه بعد از من پيامبرى نخواهد بود.
از جمله ى استثنا:
«إِلاّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى» استفاده مى شود كه در مستثنى مِنْه همه چيز مندرج است، مگر اين كه اهل تسنن بگويند:

اين سخن باز استثنا دارد و آن اين است كه: «إِلاّ أَنَّ أَبابَكْرٍ أَفْضَلُ مِنْهُ!» جز اين كه ابوبكر از او افضل است! در هر حال، متن حديث را نقل مى كنند و چه قدر كودكانه به آن جواب مى دهند. و نيز روايت طير مشوىّ:
 «أَللّهُمَّ! آتِنى بِأَحَبِّ خَلْقِكَ إِلَيْكَ يَأْكُلُ مَعِى مِنْ هذَا الطَّيْرِ فَجاءَ عَلِىٌّ.» (2) خداوند، محبوبترين اشخاص در نزد خود را حاضر كن تا اين پرنده را همراه با من بخورد... ناگاه على ـ عليه السّلام ـ فرا رسيد. و نيز روايت:
 «أَنَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌّ بابُها.» (3) من شهر علم هستم و على ـ عليه السّلام ـ درِ آن است. هم چنين اين روايت كه صاحب صواعق محرقه آن را از كتب خودشان نقل مى كند و سند آن را هم به ابى بكر مى رساند كه حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود: «مَنْزِلَةُ عَلِىٍّ مِنِّى مِثْلُ مَنْزِلَتى مِنْ رِبّى.» (4) مقام و منزلت على ـ عليه السّلام ـ نسبت به من، همانند منزلت من نسبت به پروردگارم مى باشد.

و نيز اين حديث از پيامبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ در روز غدير خم: «أَلَسْتُ أَوْلى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؟ قالُوا: بَلى. قالَ ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ...» (5 ) آيا من نسبت به جان شما سزاوارتر نيستم؟ عرض كردند: بله. فرمود: هر كس من به او ولايت دارم و مولاى اويم، اين على ـ عليه السّلام ـ مولاى او است. خداوندا، هر كس كه او را مولاى خود بداند و دوستدارش باشد، دوستش بدار، و هر كس با او دشمنى ورزد دشمنش باش.

همه را نقل مى كنند و درباره ى روايت اخير مى گويند: «لَوْ أَرادَ الْخِلافَةَ، لَقالَ ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ: عَلِىٌّ خَليفَتى مِنْ بَعْدى.»(6) اگر مقصود رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ خلافت بود، قطعا مى فرمود: «على ـ عليه السّلام ـ خليفه و جانشين من است.» مى گوييم: اگر اين گونه هم مى گفت كه على ـ عليه السّلام ـ خليفه و جانشين من است، باز شما مى گفتيد: بله خليفه است منتهى تنها در كمالات؛ زيرا با درايت و اجماع منافات دارد! و يا مى گفتيد: ما هم على ـ عليه السّلام ـ را خليفه مى دانيم، منتهى خليفه ى چهارم! و اگر پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مى فرمود: على ـ عليه السّلام ـ خليفه ى بلافصل است، باز مى گفتيد: فصل به غير خلفا مراد است، يعنى بلافصل اجنبى نسبت به خلفا، زيرا نسبت به خلافت شيخين اجماع قائم است!

 

1. صحيح مسلم، ج 7، ص 120 و 121؛ سنن ترمذى، ج 5، ص 302 ـ 304؛ مستدرك حاكم، ج 2، ص 337؛ ج 3، ص 109 و...

2. مستدرك حاكم، ج 3، ص 130 و 132؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج 9، ص 125 و 126؛ كنزالعمّال، ج 13، ص 166 و 519 و...

3. مستدرك حاكم، ج 3، ص 126 و 127؛ الفايق زمخشرى، ج 2، ص 16؛ المعجم الكبير، ج 11، ص 55؛ الجامع الصغير، ج 1، ص 415 و...

4. ر.ك: المسترشد، ص 293؛ مناقب آل ابى طالب، ج 2، ص 60؛ بحارالانوار، ج 38، ص 298؛ ميزان الاعتدال ذهبى، ج 3، ص 540؛ الكشف الحثيث، ص 229؛ لسان الميزان ابن حجر، ج 5، ص 161.

5. ر.ك: خصائص نسائى، ص 101؛ المعجم الكبير طبرانى، ج 5، ص 195، 212 و...

6. اتفاقا همين معنا را نيز كه على ـ عليه السّلام ـ جانشين بعد از من است، در كتاب هاى اهل تسنّن از رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ نقل شده است: «لايَنْبَغى أَنْ أَذْهَبَ إِلاّ وَ أَنْتَ خَلِيفَتى... أَنْتَ وَلِيّى فِى كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدى.»؛ (روا نيست كه من از دنيا بروم و توجانشين من نباشى... تو سرپرست برگزيده ى من بر هر مؤمن بعد از من هستى.) ر.ك: مسند احمد، ج 1، ص 331؛ مستدرك حاكم، ج 3، ص 134؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 120؛ السنن الكبرى، ج 5، ص 113 و...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 10:53  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

چهارشنبه سوري جهل و خرافه پرستی


 قرآن میفرماید ..ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکه
با دستان خودتان ..خودتان را به هلاکت نیاندازید ...خداوند در اینجا نهی میکند از این کارهایی که انسان خود باعث هلاکتش میشود ..مانند خودکشی و خودزنی و همین اتفاقات مراسم مزخرفی بنام ۴ شنبه سوری ...
 چهارشنبه سوري » يك « خرافه » است
 
 و از حقيقت و واقعيت تهي. خرافه است زيرا از روي آتش پريدن و عبارت « زردي من از تو سرخي تو از من » را بر زبان جاري كردن نه زردي بيماري ها و رنج ها را از جسم و تن بيرون مي كند و نه صحت و سلامتي ها را به پيكرها وارد مي سازد.
 از اين بدتر نه تنها صحت و سلامتي نمي دهد و تندرستي نمي آفريند كه بيماري و رنج مي آورد. زيرا با آلودگي هايي كه آتش و دود توليد مي كند و محيط زيست را تيره و تار مي سازد و با آسيب هاي ناشي از انفجار مواد محترقه و آتش زا هر سلامتي به بيماري و هر آسايش به سختي تبديل مي شود!
 
بقیه در ادامه مطلب ...
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 11:4  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

عدم انجام كارهاى خير از بى پولى نيست، از بى توفيقى است!

شهرستان بصره سابقا حتّى در زمان كريم خان هم دست ايران بود. و بغداد نيز ـ به گمانم ـ حدود شانزده سال در اختيار شاه عباس بوده، و زمين هاى اطراف شهر حلّه را نيز شاه طهماسب به محقّق ثانى ـ قدّس سره ـ داد، و در قباله ى آن نام دهى به نام «عبّاسيّات» نيز ذكر شده است، كه وقتى ما مى خواستيم از كربلا به نجف برويم، از آن روستا گذشتيم. هنوز هم كاروانسراهاى شاه عباس در عراق ميان راه نجف و كربلا وجود دارد!

 در ايران هم نظير آن كاروانسراها موجود است. چه ساختمان هايى را اهل خير و متديّنين ساخته اند و به يادگار مانده است!
ولى الآن ديگر ثروتمندان چنين توفيقى را ندارند. عدم انجام كارهاى خير از قبيل صدقات جاريه و ساختن بناهاى خيريه ى عامّ المنفعه، مساجد، حسينيه ها، حمامات، مدارس و بيمارستان ها و... كه امروزه مردم از آن ها محروم هستند، از بى پولى نيست بلكه از بى توفيقى ما است!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 10:40  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

آيا اكنون وقت آن نرسيده است كه...

Image

در روايت است كه:
«دين دارى در آخر الزمان مثل نگاه داشتن آتش در دست است.»(بحارالانوار، ج 28، ص 47؛ امالى طوسى، ص 484: «يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلى دينِهِ كَالْقابِضِ عَلَى الْجَمَرِ.»؛ (زمانى بر مردم فرا مى رسد كه هر كس در [حفظ] دين خود صابر باشد، مانند كسى خواهد بود كه آتش افروخته به دست بگيرد.) )
 آيا هنوز وقت آن نرسيده است؟!
لابد طبلش را مى زنند تا بيدار شويم كه امروز دين دارى سخت تر از نگاهداشتن آتش در دست است!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 14:9  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

وظيفه ى ما در روزهاى پرفتنه

Image

ائمّه ـ عليهم السّلام ـ براى اين روزهاى پر فتنه تكليف ما را مشخّص كرده اند، و ما را حيران و سرگردان به حال خود وا نگذاشته اند. فرموده اند در صورت اختلاف، با حزب و فرقه اى باشيد كه با على ـ عليه السّلام ـ است.

سؤال: فرض اين است كه همه ى احزاب و فرقه ها از على و راه و خط على ـ عليه السّلام ـ دم مى زنند، در اين صورت تكليف چيست؟

جواب: بايد با عينك احتياط راه رفت و خوب تشخيص داد كدام اقرب به على و مرام على ـ عليه السّلام ـ و راستگوتر است؛ و در صورت شك، توقف و احتياط نمود. لذا فرموده اند:

تَمَسَّكُوا بِالاْءَمْرِ الاْءَوَّلِ.» به راه و رسم نخست عمل كنيد. (1)

یعنى بايد به يقينيات عمل كنيم، نه اين كه اهل عمل نباشيم و از اين گوش بشنويم و از آن گوش به در كنيم؛ و در موارد غير يقينى و مشكوك، مأمور به احتياط هستيم.


1.
ر.ك: بحارالانوار، ج 52، ص 132 و 133؛ ج 52، ص 149؛ الغيبة نعمانى، ص 158 و 159؛ كمال الدّين، ج 2، ص 348 و 351.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 14:3  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

كتاب بهجت حجت (عج) آماده دانلود شد

Image

روزگاري است كه زمزمه هاي عاشقانه اش را نمي شنويم ؛

چندي است كه محراي ساده ي مسجد فاطميه ،‌ حجله گاه عشق و پاكي نيست ؛

ديگر صبح هاي حرم حضرت معصومه « سلام الله عليها » گام هاي او را نمي شمرد ؛

او رفت و ما را در آتش حسرت و فراق نشاند . . .

* كاربران گرامي كتاب بهجت حجت (عج) را مي توانيد از لينك زير دانلود كنيد :

( بهجت حجت (عج)   حجم :   2.13 MB    )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 13:42  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  | 

امام زمان حقیقتی غیر قابل انکار

مناظره با وهابیت:

استاد انصاری بویر احمدی می فرمودند: در قبرستان بقیع یک وهابی نزد من آمد و سوالاتی را درباره امام زمان مطرح کرد و گفت: چرا شما شیعیان قایل هستید خداوند در بین این همه علما دو دانشمندان شیعه. یک طفل پنج ساله را لایق امامت دانسته و او را امام زمان خود میدانید؟ در جواب از او پرسیدم آیا شما که پیامبری را بالاتر از امامت می دانید . معتقد نیستید که حضرت عیسی در هنگام تولد که طفل یک روزه بود خداوند او را به مقام نبوت مبعوث کرده و در قرآن فرمودند:(قالو کیف نکلم من کان فی المهد صبیا*قال انی عبد الله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا) مریم آیات ۲۹ و ۳۰. پس همان گونه که خداوند متعال به طفل یک روزه مقام نبوت عطا کردند می تواند مقام نبوت را نیز به یک کودک پنج ساله عطا نماید.

گفت: امام زمان شما کجاست تا ما خدمت او برسیم . مرا نزد او ببر! گفتم : امام زمان  در خوف هستند و حفظ جان ایشان لازم است گفت: من همین جا ضمانت می کنم و کتبا می نویسم که جان ایشان از طرف من در امان باشد. گفتم : اشکال ندارد من هم کتبا می نویسم و امضا می کنم که جان ملک عبدالله از طرف من در خطر نباشد شما هم مرا پیش او ببرید! گفت این کار در شان من نیست . گفتم: آن کار هم نه در شان من است و نه در شان شماست! گفت: اشکال ندارد آدرس او را به من بدهید. گفتم: آشما مسلمانی؟ گفت: آری گفتم الان ۲۰۰۰ سال از عمر شریف حضرنت عیسی می گذرد و طبق قول خداوند در قرآن ایشان زنده هستند .

منبع: ماه نامه  امام شناسی شماره ۱۸صحفه ۴

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 10:12  توسط كانون امام هادي (ع) بنارويه  |